|
نميگويم زندگي كار ساده اي است .نميگويم هميشه خوشايند است. اما با تمام مشكلاتي كه برايمان پيش ميايد. زندگي.......از ما انساني بهتر و نيرومند تر مي سازد. به ياد داشته باش :در زمان ازردگي رنج را از خود دور كن. در زمان خشم خود را رها ساز در ناكامي بر خود چيره شو تا ميتواني يار خود باش . ميتواني بهترين دوست خود باشي . ما به هنگام اشفتگي مرا خبر كن ميكوشم بدانم بايد چه وقت در كنارت باشم اما گاهي ممكن نيست پس تو خبرم كن عشق تنها هديه اي است كه ميتوانم به تو هديه بدهم.. ايثار يكي از بزرگترين لذت هايي است كه به ما ارزاني شده . من اينجايم هر زمان و هميشه .تا هر انچه چه دارم به تو هديه كنم .......... كسي رو دوست داشته باشي نمي توني تو چشماش زول بزني .نميتوني دوري شو تحمل كني . نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري. نميتوني بهش بگي چقدر بهش نياز داري .واسه همينه كه عاشقا ديوانه اند ادم ها به هم گل ميدهند . چون معناي عشق حقيقي در گل ها نهفته است . كسي كه بكوشد صاحب گلي شود. زيبايي پژمردن اش را هم خواهد ديد. اما اگر به همين پسنده كند كه گلي را در دشت بنگرد همواره با او خواهد ماند چون ان گل با عصر هنگام با غروب خورشيد با بوي زمين خيس و با ابر هاي افق ميميرد.....
فراموش شده شاید می ترسی که بسوزی ! چطور زمانی که حرف از سوختن من بود می گفتی حکمت است ، اما اکنون که زمان سوختن توست ، پا پس کشیده ای ، دیدم رسم وفاداری را ، دیدم که به چه راحتی سوختنم را دیدی و دم نزدی ، دیدی که چه زیبا سوختم در آتشی که نه گلستان بود و نه سرد
سلام دوستای عزیزم من دیگه اپ نمیکنم تا زمانی که ..................
خورشید بهاری یه روز صبح دیدمش ، چشاش منو یاد بهار می انداخت . نگاهای مستش منو از خودم بی خود می کرد منم باهاش مست می شدم و همراهش سرود عشق رو زمزمه می کردم ، چه روزهایی . در آغوش هم می خوابیدیم و تو آسمون دنبال ستاره های خودمون می گشتیم ،اما هر چی تو اسمون نگاه می کردیم ستاره ای نبود که برامون تداعی کننده عشقمون باشه ، برای همین به همدیگه نگاه می کردیم اونوقت دو تا ستاره کوچولو تو چشای همدیگه می دیدم . آره این ستاره ما دو تا بود که تلالوئش تو چشامون می درخشید . لبای همدیگه رو می بوسیدیم و مست از شراب پاک هستی سرامونو رو سینه هم می گذاشتیم و سکوت رو زمزمه فضای عاشقونمون می کردیم و نمی گذاشتیم واژه ای با آهنگ ناموزونش خلوت ما رو به هم بریزه..... اون روزا خورشید عشقمون داغ و آتشین بود ، اون روزا هیچ پائیزی ما رو از بهار همدیگه دور نمی کرد . اون روزا حرفامون قشنگ بود ، مثل یه غنچه گل سرخ تو اول صبح که هنوز شبنمهای سپیده دم از روش پا نشده بود . هنوز چشای خواب آلودش جایی رو نمی دید....اون روزا هرگز فراموشم نمی شه ،بهش می گفتم همیشه باهاتم . بهش می گفتم همشه کنارت می مونم و نمی زارم هیچ چیزی منو ازت جدا کنه اون روزا حتی فکر جدایی و ترکش منو عذاب می داد من عاشقش بودم ، براش جونمو فدا می کردم، بهش گفتم هرگز ، هرگز ، هرگز تنهات نمی زارم.... ادامه در ادامه مطلب
امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم. و هنوزم دوست دارم مهربان من آهنگ حضورت آنچنان لطيف و شاعرانه است که من را مدهوش مي کند ، تو تنها چيزي هستي که براي من ارزش فکرکردن را داري ! نمي دانم چقدر از شهر من دوري اما همه جا حست ميکنم ، ميشنومت . تو تکرار هميشگي عشقي و من فقط انعکاس بي ارزش نور تو هستم و ديگر هيچ .
نمي دانم چه حسي هست اين عاشقي؟ وقتي مي نشينم ، وقتي راه مي روم ، وقتي مي خوابم دوستت دارم وقتي صدايي مي ايد دوستت دارم ، وقتي سکوت است دوستت دارم چه مي کني با من که چنين راحت هميشگي شده اي ؟ و الهه ی عشق مرا صدا زد ... عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش در رسد. اما اگر شما عاشقيد و آرزويي مي جوييد... آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه با شتاب مي رود و براي شب آواز مي خواند. آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد. و چه زيباست ديدن شوق زندگي در چشمان يك دوست... بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم گرچه میدانم كه عمری در غریبی زیستم . مثل رودی بستر این خاك را طی كرده ام . تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم . در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق . لب شكست از خشكی اما همچنان می ایستم . دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود .گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم . ای فریماه شب تار یاریم كن تا بدانم سایه گمگشته ای از كیستم . كاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند سادگي مهر و وفا قانون انسان بودن است كاش قانون هايمان يكدم رعايت مي شدند اشكهاي همدلي از روي مكر است و فريب كاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند
کاش میشد سر نوشت را از سر نوشت کاش میشد تاریخ را اندکی بهتر نوشت کاش میشد پشت پا زد بر تمام زندگی داستان عمر را گونه ای دیگر نوشت نیمکتن چوبی نم گرفته زیر بارون زیر سقف شاخه هاب بید مجنون ابر رب طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست مثل من شکسته از این نامه های پاره پارس
دلم تنگ است.. خود را به كه بسپارم وقتي كه دلم تنگ است پيدا نكنم همدل دلها همه از سنگ است گويا كه در اين وادي از عشق نشاني نيست گر هست يكي عاشق الوده به صد رنگ است بگذار فراهم کنم از جان ، کلماتی حالا که ز سمت تو نیامد نفحاتی دلتنگم و خود را زده ام باز به مردن دلتنگم و ... مانده ست مگر راه نجاتی؟ شد بی تو زمین گیر و هوایی دلم ای عشق ! بر ذمه ی من مانده هنوز از تو زکاتی؟ نه رومی ام و در دل من حسرت شمس است نه حافظ ام و دلشده ی شاخ نباتی ای عشق که از عطر تو گیج اند زبان ها ای آن که فراتر ز جهان ها و جهاتی ! من آب حیات از تو نمی خواهم هرگز ای کاش مرا دفن کنی در ظلماتی … عکس هایی جالب در ادامه مطلب
سکوتم را به باران هدیه کردم تمام شب به یادت گریه کردم نبودی در فراق شانه هایت به هر دیوار سردی تکیه کردم صبح میخندید و من گریان از غم دوست از دم صبح چه داری مقدم دوست
AMIN AND NEDA ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها....شیشه های مات یک متروکه را الماس بود. دست در دست پرنده،بال در بال..نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
|
About![]()
سلام به دوستای عزیزی که از وبلاگ من دیدن میکنن .از همتو ممنون .راستی نظر هم بدیدا Archivesهفته سوم فروردین 1388هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 Links
فيزيك |